چقد دلم این شبا رو می خواست ... با اینکه جائی نرفتم و همش خونه بودم ولی دوست داشتنی و دلچسب بودن لحظه هاش ...
چیزای خوبی فهمیدن. با یه دعای خوب انس گرفتم که تا حالا ازش غافل بودم و آخرشم که یه خواب خوب دیدم ...
ممنونم خدا ...
این شب قدر رو هم برام مثه اون دوتای دیگه دلچسب و دلنشینش کن ...
دریاب ...
همین!
2
نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 17:36  توسط سيد
|
آقا سلام ... سلام آقا ... سلام آقای خوبم!
همین ...
2
نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 18:17  توسط سيد
|