تبليغاتX
جز راست نبايد گفت، هر راست نشايد گفت سيد
سيد
من می خوام خودم باشم به هيشکی کاری ندارم !
... !

ببخشید که خیلی نمی تونم بنویسم. فردا ۶ صبح پرواز دارم واسه مشهد و از اونجام به خوسف تا ۵ام .... آره  تقریبن دست حدس زدی بازم یه سفر یهویی دارم ولی ایندفه همچین خیلیم یهویی نیست از اول هفته می دونستم که می خوام برم ....

در هر صورت غرض از مزاحمت تبریکات عید و سال نو بود و یه حلالیت کوچولو و بس!  حالا شاید با یکی رله کردم که واسه سال نو و شب عید اون آپم کنه. تا ببینیم چه شود!

کمی نگرانم دارم می رم خدا کنه که خیر باشه و نگرانیم برطرف شه. می دونی که با تو هم ها. آره نگرانیم واسه توٍ. خودت برطرفش کن و خیالم و راحت کن. تا یادمم نرفته بگم که از دست یکی ام شاکی ام که پیغوم واسش دادم که شب عید بهم زنگ بزنه و ....

 مشهد دعاتون می کنم و شمام دم سال تحویل ما رو از یاد نبرید پیلیز! یه جمله گشنگم می خواستم بنویسم که هرچی فکر می کنم الان یادم نمی یاد.

.... خیلی دلم تنگه برات!!! 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 23:5  توسط سيد  | 

... وای بر من گر تو آن "گم" کرده ام باشی !
2 نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 21:39  توسط سيد  | 

... !
... اِ گیر نده دیگه کنکور و بی خیال !

عاشق مسافرتهای یهویی ام که اغلبم برام پیش می یاد! چهارشنبه وسط دیدن فوتبال همچین یوهویی سفر به یاسوج برام پیش اومد. البته مستقیم به یاسوج نرفتیم. یه پرواز به شیراز و از انوجا زمینی به سمت یاسوج ... وای که عجب استان قشنگیه استان ک - ب ( خودشون کهگیلویه و بویراحمد و رو تابولهاشون محفف کردن - لرن دیگه ) تصور کنین جنگلای شمال رو وردارن بزارن اینجا ... تنها چیزی که دل آدمو می سوزونه فقر شدید فرهنگی تو این منطقس که باید فقط یه سفر جهادی صرفن قرهنگی بهش اختصاص داد ... !!!

اگه حال داشتم بعدن بازم می نویسم از یاسوج و مردماش!

2 نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 18:17  توسط سيد  | 

 

هه هه ... پس فردا کنکور فوق لیسانس دارم ....!!!

یکی نیست بگه آخه تو رو چه به فوق خوندن! ها؟ والا به خدا .... با این وضعیت حالا همه ازم توقع قبولی اونم با رتبه بالا دارن البته منم بدم نمی یاد ولی خوب نمی شه دیگه. نمی شه!

حالا ببینیم قسمت چیه و خدا چی می خواد ...

ولی خداییش من و چه به فوق خوندن آمو ... !

2 نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 21:46  توسط سيد  | 

گذشت زمان پرده ها را می درد و اسرار نهان را بر تو آشکار می کند
 

چه قد خوبه که زود جوابمو می دی و به دادم می رسی ... ! دوستت دارم خیلی زیاد!!!

2 نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 17:30  توسط سيد  |