سلام امام زمانم!
دلم خيلی گرفته ...
من نميفهمم چرا بعضی از چیزایی که دلم می خواد و زود ميدين. به قدری زود که آدم شکه ميشه. بعضيهاشم البته اصلا نميدين. نميدونم والا من که سر از کار شما در نميارم ولی مطمئنم شما بهترين چيزا رو بهم ميدين و برام می خواهین.
اومدم همين جا بهتون بگم که مدتيه ازتون دور شدم . انگار آدم تا مشکل نداشته باشه ياد پدر مهربونش نميکنه. گفتم نميخوام جزو کسانی باشم که فقط موقع گرفتاری يادشون ميفته شما رو دارن. گفتم اگه خدايی نکرده من جزو اون آدمهام ترجيح ميدم از اين آرامش و خوشی که دارم بيام بيرون و بار ديگه اين پروسه خواهش تمنا تقاضا رو از سر شروع کنم.
چون مزش چشيدم خيلی خوب با حرف زدن باهاتون آروم ميشدم. هر وقت باهاتون درد دل ميکنم يه حس خوبی بهم دست ميده که حاضر نيستم با هيچ چيز ديگه عوضش کنم.
اين بود که خودم ازتون خواستم .
و حالا ...
اين لحظه پر شور .... جلوی رومه
الآن اومدم که يه بار ديگه عقده دلم باز کنم .
گريه نميکنم.. خيلی گريه کردم فايده نداره.
فقط يه چيز ازتون ميخوام.. حتما ميدونين چی... چون هميشه گرفتاريهای من .. امتحانهای من .. از يه تریپن.
... و حالا ازتون فقط صبر ميخوام چیزی که همیشه بهم دادین و این بارم دلم می خواد بیشتر شو بهم بدین.
يه نفر بهم حرف قشنگی زد. گفت: خدا آدم با اون چيزی که ادعاش ميشه امتحان ميکنه.
و حالا منظور حرفش خوب ميفهمم.
امام زمانم چقد شما خوبین! شادم از این که شما دارم خیلی شاد!!!
۱- راجع به این شعر پایینی خیلی فکر نکنید. فقط توضیحش اینه که شعر و یکی از خوانندگان وطنی داخلی خونده.همین!
۲- تو این چند روزه که تنها بودم خونه فهمیدم که ظرف شستن خیلی سخته! البته قبلن تجربش و داشتم ولی نه به این وسعت!!! و اینکه ما تو زندگی چه فرصتهایی رو به راحتی از دست می دیم.
۳- اینم عیدی داشته باشین : خدا عیوبی از تو می داند که اگر همسایه ات می دانست خانه ات را ویران می کرد... .
اما هی فکر می کنه اونجا جای کفتراس / آخه من کجا برم یه کلاغ که روسیاس
من که توی سیاهی ها از همه روسیاه ترم
میون اون کبوترا با چه رویی بپرم!
تو همین فکرا بودش کلاغه عاشق و / یه دلش می گفت برو یه دلش می گفت بمون
که یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شو / به سیاهی فکر نکن تو یه زائری برو!